حسن حسن زاده آملى

45

هزار و يك كلمه (فارسى)

فصل يكم ( 1 ) قوله : « عن لمّية اختصاص المنطقة بموضع معين . . . » منطقه كره به كسر اول ، آن دائره عظيمه ايست كه بعد او از قطبين كره از دو جانب مساوى است و آن را بدين نظر منطقه گفته‌اند كه منطقه در لغت به معنى كمربند است ، و دائره عظيمه بر ميان كره گذرد . در كتب هيئت هرگاه كلمه « منطقه » به اطلاق كار برده شود ، مراد منطقه فلك ثوابت است كه آن را « منطقه فلك البروج » و « دائره شمسيه » نيز گويند ، زيرا كه مدار خورشيد هميشه در سطح آن است و بدين‌سبب در اصطلاح هيوى هيچگاه شمس را عرض نبود و هميشه عديم العرض است ؛ و لكن در سؤال رساله مراد از منطقه ، دائره عظيمه مطلق فلك است . ( 2 ) قوله : « و الفلك جسم بسيط . . . » در كتب هيئت و طبيعيات فلسفه از افلاك و كواكب آنها غالبا به اجرام فلكى تعبير مىكنند ، چنان كه بعد از دو سه سطرى گويد : « من الجرم البسيط » . كلمه بسيط به اشتراك لفظى بر معانى گوناگون اطلاق مىشود : در علوم رياضى عدد اول را در قبال عدد مركّب ، بسيط گويند . عدد اول آن عددى است كه فقط واحد او را عاد مىكند ، بخلاف عدد مركب كه او را غير واحد عاد مىكند . در صدر مقاله اصول اقليدس به تحرير خواجه طوسى آمده است : العدد الأول هو الذى لا يعدّه غير الواحد ، و المركّب هو الّذى يعدّه آخر . در علوم ادبى و در بعضى از رشته‌هاى ارثماطيقى بر حروف و كلمات نيز بسيط اطلاق مىشود . در كتب طبّ هر عضو حيوان را نسبت به بدن او كه مركّب از اعضاء است ، بسيط گويند ، اگرچه خود آن عضو مركب از بسائط است . بدين معنى فخر رازى در مباحث مشرقيه ( ط حيدرآباد ، ج 2 ، ص 232 ) ، و صدر المتألهين در اسفار